از شانس گند من
دانشگاه بره نزدیک محل زندگی اون
ینی اینکه از کل شهر، تو مجبور باشی هر روز بری تو منطقه ای ک خونه ی اونا اونجاس
ینی همش تو خیابونا چشمت...
چرا من این همه بد شانسم؟
چرا هر کاری میکنم ازش فرار کنم بیشتر بهش فکر میکنم و درگیر میشم
چجوری هر روز از اون خیابونا بگذرم و چشمم دنبالش نباشه
خدایا چرا اینجوری میچرخه دنیات؟
چی میخواد از جونم این روزگار
چجوری بتونم فراموشش کنم آخه با این وضع
لعنت ب اون خیابونا
لعنت ب اون محله
لعنت ب اون دانشگاه و اسباب کشی و گوه و ...... لعنتتتتتتت
همیشگی ترین بغض پرنده ...ما را در سایت همیشگی ترین بغض پرنده دنبال میکنید
برچسب: شانس گند, نویسنده: بازدید: 3